راهی سفرم اما مطمئن باش دست خالی بر نمی گردم. اصلاً خودت بگو برای سوغات چه می خواهی. چیزی بخواه که در شهر خودمان پیدا نشود. چیزی که در رویا های کودکی ات همیشه آرزویش را داشتی. اگر انتخاب من باشد، چیزی از خوردنی ها نمی آورم. نمی خواهم زود تمام شود. یا اینکه مزه اش را لا به لای طعم چای دارچینی که حتماً با هم می خوریم گم کنی. به پوشیدنی ها هم فکر نمی کنم. دوست ندارم سهم کمد لباس هایت شود. گم شود میان آن همه رنگ و تور و حریر و ابریشم و با تو غریبگی کند و دلش بگیرد. یادگاری تزئینی هم به دلم نمی نشیند. چرا باید چیزی برایت بیاورم که بگذاری روی میز اتاقت یا کنج قفسه کتابت و بعد از چند ماه چنان به آن عادت کنی که هنگام گرد گیری هم به خاطرت نیاید این وسیله از کجا آمده است. حالا خودت چیزی بخواه. چیزی که ارزش نگاه منتظرت را داشته باشد. ارزش نگاهی که حتی هزار جاده فاصله هم چیزی از صداقتش کم نکرده باشد. چیزی لایق دل مهربان تو و به اندازه دلتنگی های من. مراقب خودت و رویاهایت باش. دیر یا زود از این سفر بر می گردم و خوابت را تعبیر می کنم.

/ 4 نظر / 19 بازدید

با سلام در صورت تمایل تبادل لینک کنیم . http://naiserdaiser.mihanblog.com/ http://projectsavr.persianblog.ir/ http://allaboutnetwork.persianblog.ir/

محمد-Mohammad

سلام سوغاتی یادت نره هان[چشمک] شادابی از آن توست[ماچ]

مهسا

بسیار زیباااا بود... ممنون میشم به من سر بزنی و اگه موافق تبادل لینکی خبرم کن بعد مدت ها آپ کردم [گل]